تبليغاتX
عاشقانه
 
یکی از بهترین وبلاگهای جهان
 

 

زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم

نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را بهم بزنیم

و ز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم

کم بباریم اگر،ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم

چتر را تا کنیم و خیس شویم
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

سخن از عشق خودبخود زیباست
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم

قلم زندگی بدست دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم


 

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی

خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی

در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل

آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی

شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را

هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

آن دم که با تو باشم يک سال هست روزی

وان دم که بی تو باشم يک لحظه هست سالی

چون من خيال رويت جانا به خواب بينم

کز خواب می‌نبيند چشمم بجز خيالی

رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت

شد شخص ناتوانم باريک چون هلالی

حافظ مکن شکايت گر وصل دوست خواهی

زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالی



 

تعبیر:به هدف و آرزوی خود می رسی. البته بدون سعی و تلاش این مقصود حاصل نمی شود. بخت و اقبال همراه تو هستند. بهتر است که فرصت ها را غنیمت بدانی و همه ی سعی و تلاش خود را در راه رسیدن به هدف بکنی. به خداوند توکل داشته باش.

 

 

 

زیر باران می روم

و هم نوا با گریه ی آسمان می گریم

 تا کسی اشک های مرا نبیند

 زیر باران می روم

 و فریاد می زنم 

تا صدای فریادم با فریاد آسمان یکی شود

زیر باران می روم

 تا ناله های دلم با ناله های باد یکی شود

 و کسی شاهد شکستن روح خسته ام نباشد

عزیز دیگه غصه نخور بهم نرسیدیدیم

امروز خیرشو فهمیدم

نپرس چی نمیگم...

به نفعه توئه

پس غصه نخورو فراموشم کن

خدارو شکر کن خیلی دوست داشته

جونه فاطیما درساتو خوب بخون

واسه منم دعا کن...

پی نوشت:

روز مادرای مهربون مبارک

 

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

 

راهی به جز گریز برایم نمانده بود

 

این عشق آتشین،

 

پر از درد بی امید

 

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

 

رفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا

 

با اشک های دیده ز لب،

 

شستشو دهم

 

رفتم که نا تمام بمانم در این سرود

 

رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

 

رفتم،

 

مگو

 

مگو که چرا رفت

 

ننگ بود

 

 

عشق منو نیاز تو و سوز و ساز ما

 

از پرده خموشی و ظلمت،

 

چو نور صبح

 

بیرون فتاده بود به یک باره راز ما

 

رفتم که گم شوم چو یکی،

 

قطره اشک گرم

 

در لا به لای دامن شب رنگ زندگی

 

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

 

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

 

روحی مشوشم که شبی بی خبر زخویش

 

در دامن سکوت به تلخی گریستم

 

 نالان ز کرده ها و پشیمان زگفته ها

 

    دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم...

 

دلم آرزوی 

دلم آرزوی زندگی داره

به دور ازخودهوای بندگی داره

دلم بادرد خود خوگرفته

دلم از بی کسی ها غم گرفته

دلم بامهربونی قهر داره

دلم بی توهوای مرگ داره

دلم بی تو سرو سامون نداره

دلم بادیگران کاری نداره

دلم ازغم تهی بوده زمونی

ولی حالا ندا ره مهربونی

دلم ازتوهزاران شرم داره

دلم یک سینه ی پر درد داره

دلم بی دل شده مردم بدونید

اسیرخودپرستی هاشده مردم بدونید

دلم درده بگودرمون کدومه

دلم دریا بگو آروم کدومه

دلم دل خستگی ها روشنیده

دوای درد بی دردی ندیده

بدون تو دلم تنگه دلم تنگ

بدون تودلم سنگه دلم سنگ

هنوزم تنها ترينم توي قصه زمونه


کاشکي رد پاي عشقم روي جاده ها بمونه


با صداي خشک و تشنه،خوندم از موجاي دريا


جون گرفت حسّ قشنگي تو تن خشک درختا

 

هنوزم تنها ترينم توي قصه زمونه


کاشکي رد پاي عشقم روي جاده ها بمونه


با صداي خشک و تشنه،خوندم از موجاي دريا


جون گرفت حسّ قشنگي تو تن خشک درختا

 

تکيه به شونه هام نكن

من از خودت خسته ترم...

ما که به هم نمي رسيم

, بسه ديگه بذار برم..

کي گفته بود به جرم عشق

يه عمري پرپرت کنم؟...

حيف تو نيست,

کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...

من نه قلندر شبم

, نه قهرمان قصه ها...

نه برده ي حلقه به گوش

, نه ناجي فرشته ها...

تو اين دو روز زندگي

, شبيه من فراوونه...

يه لحظه چشمات و ببند

گذشتن از من آسونه...

من عاشقم همين و بس

, غصه نداره بي کسي...

قشنگي قسمت ماست

که ما به هم نمي رسيم

پایان قصه ام

 

به او بگوييد دوستش دارم

به او كه گل هميشه بهار من است

به او كه قشنگترين بهانه براي بودن من است

و به او كه عشق جاودانه‌ي من است

 

ایا...

خرابت می شوم امشب نگاهم می شوی آیا . . .

                                     زمین خوردم برایت تکیه گاهم می شوی آیا . . .

سرم بر سنگ این دوران نشاید خورد بی مشکل

                                    تویی مشکل و تنها اشتباهم می شوی آیا . . .

نه امضایی -نه مُهری- بی سوادم کوچه بازاری

                                   برایم دین و ایمانی گواهم می شوی آیا . . .

به دنبالت کشاندی دل بریدم از جهانی دل

                                 شدم آواره ای بی کس پناهم می شوی آیا . . .

نشستم در بَرت امشب به حکمت سر نهادم من

                                 ندارم برگه ای پنهان تو شاهم می شوی آیا . . .

سیاهی رفت چشمانم جهان را تار می بینم

                             در این شبهای وحشتناک- ماهم می شوی آیا . . .

نه مهتابی نه رویایی گمانم خواب می بینم

                            در این کابوس شب - فانوس راهم می شوی آیا . . .

دلم سنگین و پر غم شد لبم خشکید از تکرار

                           تویی احساس باران- اشک و آهم می شوی آیا . . .

به پاس دوستم داری کنارت بوده ایم یک عمر

                              به پای دوستت دارم گواهم می شوی آیا ...

 

مهربانم ، اي خوب ! ياد قلبت باشد ؛
يک نفر هست که دنيايش را ،
همه هستي و رؤيايش را ، به شکوفايي احساس تو، پيوند زده
و دلش مي خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد ...

 

مهربانم ، اي يار، ياد قلبت باشد ؛ 
يک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزديک است
و به يادت ، هر صبح ، گونه سبز اقاقي ها را
از ته قلب و دلش مي بوسد
و دعا مي کند اين بار که تو
با دلي سبز و پر از آرامش ، راهي خانه خورشيد شوي
و پر از عاطفه و عشق و اميد
به شب معجزه و آبي فردا برسي ...

زمان بگذره تا خواست خدا رو ببینیم ایشالله که خوب تموم میشه پایانه غصه هامون میشه

خدایه من یکیه

قلبمم فقط یکی اومد توش

که حتی اگه خودش سهم دلم نشه خاطراتش تو دلم میمونه

نمی خوام از زندگیت بزنی

نمی خوام هیشکیو تو دلت راه ندی

فقط می خوام خیالت ماله من باشه

می خوام تو خیالم پیشت باشم

همین...

پی نوشت:

اگه میبینی نفسام میادو میره واسه اینه که هنوز صدای نفاسوتو بودنت وکنارم حس میکنم

تو کنارمی همیشه و همه جا حتی الان هم کاری نکردم که تو رو ناراحت میکرد...

...

خدا...

            

دستامون و بگیر تو دستات درسته جداییم و جدا خواهیم

موند، درسته قصه مون تموم شده اما دست یکیمون و

با دست راستت و دست یکی دیگمون و با دست چپت

 بگیر،اینطوری یه واسطه داریم به بزرگیه همه ی دنیا

 اینطوری بازم با هم هستیم لطفا اینو دیگه نگیر ازمون...

         ای خدایی که در این نزدیکی هستی...

 یه نقطه هم بذاری یا نذاری واسم تا ابد عزیزی...

حرفای اون فقط برام حرفه

ولی گفته بودم یه نقطه هم میذاری یه دنیا برام ارزش داره

تا همیشه همینجوره

تو مثه بقیه نبودی که اینو باور کنم

تو عزیزمی پاک و مهربون

...

 

آسون به دست نیومدی که آسون از دستت بدم

تورو به دست هیچکسی حتی خدا من نمیدم

برای داشتنت منم به فرمونت میرم

میام فدای تو میشم خودم به قربونت میرم

نیست کسی جز من بتونه

عاشق و رامت بمونه

این همه دیوونگی هام بزار به یادت بمونه

وقتی ستاره های ما شبا میان توی آسمون

نمیزارم ستاره ای بیاد بشینه بینمون

هرجای این دنیا بری

بدون که دنبالت میام

واسه رسیدن به تو از همه کاری بر میام

خیال نکن میزارمت بری از من دل بکنی

تا به همیشه دارمت

تا به ابد مال منی...

پی نوشت:

دلم میخواد فقط تورو یه بار دیگه ببینم

دست تورو بگیرمو کنار تو بشینم

نمیدونی چقدر برام سخته که بی تو باشم

دیگه تورو نبینمو یه روز ازت جدا بشم

میدونی که دلم واسه تو تنگه

آخه دنیای من با تو قشنگه

چه جوری می خوای طاقت بیاری

نکنه که دیگه دوسم نداری

میبینی حال و روزمو؟

یه روز خوش ندارم

تنگه دلم برای تو

بدجوری بی قرارم

نمیدونی چقدر برام

سخته که بی تو باشم...

 

 

۲-چي بگم از اين همه تلخي و درد
چي بگم از روزاي ابري و زرد
همش دارم شعراتو زمزمه میکنم چی همه چی تمومه؟

پس من چی؟

من تا همیشه فقط تو رو دوس دارم

با تو خوشبخت بودم حتی اگه بری با خیالت خوشبختم پس دعا نکن واسه خوشختیم من با تو وخیالت همیشه خوشبختم

فقط دوری و ندیدنت

تنهایم و غصه هام زیاده

سخته نیستی پیشم ولی تو خیالم همیشه کنارمی

دوست دارم

گفتم امیدمو نا امید نکن

بذار داشته باشم

دلم به امید یه روز دیدنت خوشه اینو نگیر ازم نگو همه چی تموم...

-

یه روزی یه جوونه تو قلبم جوونه زد

داشت کم کم واسه خودش رشد میکرد یهو یه باد...

حالا نشستمو دارم زرد و پلاسیده شدنه برگاشا میبینم

هیچ قطره امیدی بهش نمیرسه

چشمام به اسمونه ولی انگار هوای باریدن نداره...

نا امیدی داره ریشه شو میخوشکونه داره دلمو خشک میکنه...

میترسم ...

خدا...

پی نوشت:

 

 

 

...

۲-ترسم از روزه سیاهیست بیایی و چه سود

رفته باشم و بفهمی که چه دیر امده ای...

۳-خدا تنها پناهمی...

۴-امروز فال حافظ گرفتم گفت:

یوسف گمگشته باز اید به کنعان غمخور...

یوسف منم میاد؟؟؟

...

.

 

باهمين دست به دستان تو عادت كردم ، اين گناه ست

. . . ولي جان تو عادت كردم 

جا براي تن گنجشك زيادست ،

اما به درختان خيابان تو عادت كردم 

سالها سخت تر از باور من خط خوردند ، ، ،

تابه نه گفتن آسان تو عادت كردم 

گرچه گلدان من از خشك شدن مي ترسد ،

به ته خالي ليوان تو عادت كردم 

دستم اندازه يك لمس بهاري سبز است ،

بس كه بي پرده به دستان تو عادت كردم

. . .

 مانده ام آخر اين شعر چه باشد انگار به ندانستن پايان تو عادت كردم

 

پی نوشت:

سلام

یه نقطه هم میذاری یه دنیا خوشحالم می کنی

هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد

هست آن است که هر لحظه به یادت باشد

دیدی منم نمی تونم!!!!بذار امید داشته باشم خواهش میکنم

حق با توئه انگار امیدم بیهودست

اجازه بده به همین دلخوش باشم

تو به زندگیت برس لطفا فاطیما رو فراموش کن...

پی نوشت:

چشم سر قولم هستم

زندگی

بخوام از تو بگذرم من بایادت چه کنم

             توروازیادببرم باخاطراتت چه کنم

حتی از یادببرم تووخاطراتتو

           بگومن بااین دله خونه خرابم چه کنم

توهمونی که برام  همیشه زندگی بودی

           توی رویاهای من عشق همیشگی بودی

اره سهم من از عاشقی یه حسرته

             بی کسی عالمی داره واسه ما یه عادته

چطور از یادببرم اون همه خاطراتمو

              اخه با چه جراتی به دل بگم امون برو

دل دیگه خسته شده به حرف من گوش نمیده

            چشم به راه تو میمونه همیشه غرق امیده

خدایا میگن به زندگیت برس

خدا نمیدونن مگه زندگیم ازم جدا شد؟؟؟

دیگه زندگی ندارم بهش برسم

تنهام خیلی تنهام خدا

...

خدا تنهاش نذار

...

پی نوشت:

خدایا شکرت که همه جا باهامونی

حق با توئه شاید ولی من به خدا سپردم ببینم اون اخرش چی می خواد تو به زندگیت برس گلم

 

 

خدا جون مواظبش باش

ای خدا...

من دل اشفته دارم چون پریشان توام

همچو مرغی در قفس ازاد و ویران توام

از چه مارا میکشی این سو ان سو عشق من

پس ندانستی که من عمریست مهمان توام

بگذر از ناگفته ها و گفته ها ای خوب من

من غرال ارمیده در بیابان توام

گم نشو تا انتهای پر شرار یک نگاه

من هنوزم در هوای ناز چشمان توام!!

می روی با صد خیال و ارزو از شهر من

چون ندانستی که من عمریست حیران توام...

تقدیم به بهترینم

پی نوشت:

سلام

خوبی گلم؟نبینم چشات غصه دار باشنا..یادته وقته اومدنم گفتم تا هستم می خوام بخندی؟من همیشه می خوام بخندی تو که میدونی خنده هات و دوس دارم درسته نمیبینمشون...ولی هنوز حسش میکنم حست میکنم با تمام وجودم...پس بخند واسم همیشه جون فاطیمات...

خیلی جات خالیه خیلی...سخته نیستی ولی همش تو خیالمی هر جا میرم باهامی نمیخوام هیشکی غیر تو بیاد حتی تو ذهنم...نمیذارم بیاد و نمیاد...

دیشب انقد دل تنگیم زیاد شد و ریخته بودم تو خودم که اخر کار سر درد گرفتم تو نبودی بگی سردرد ممنوع...تو نیستی سردرد تنهام نمیذاره...حتی دستات نبود ارومم کنه...همش صدای خدا زدم قرانشو بغل کردم تا کم کم خوابم برد...

یادم نیست چه خوابی دیدم...ولی انگار یکی هی اروم صدا میزد بیدار شو پاشو ...پنجره باز بود...صدای اذان میومد بعد از ماه رمضون که باهام سحری میخوردیم اولین بار بود دقیقا وقت اذان بیدار شدم و صدای اذانه صبحو شنیدم...

خدا بیدارم کرد...دیشب تو بغلش خوابم برد سحر با ارومی بیدارم کرد واقعا یکی صدام کرد پا شدم وضو گرفتم نماز خوندم دعا کردم... بهش گفتم خدا خدا جون تو میتونی تو بخواه تو بخوای هیشکی سنگ نمیندازه کمکمون کن اگه گناهی کردیم ببخشمون و باز بهم برسونمون ...یه حسه قشنگی بود انگار خدا کنارم بودو گوش میداد...همیشه حست ولی یه حاله قشنگی بود...

یه ارامشه قشنگی داشتم...ازش خواستم ...ته دلم همش امیده...همش حس میکنم می خواد محک مون بزنه ... بیا تلاش کنیم ...دل تو که پاکه گلم دعا کن دله منم پاک کنه و خودش دستامونو با دست خودش بهم برسونه...

هیشکی جز خودش نمی تونه...

خدایا تنهامون نذار...

خدایا واسه همیشه جدامون نکن...

خدایا جداییمون کوتاه باشه...

خدایا خوابمو تعبییر کن...

خدا جون دوسش دارم...

خدا جون ناامیدمون نکن...

فقط و فقط به امید خودت...

اي خدايي كه دراين نزديكي هستي...

 

 

همیشه دلم باهاته

منتظرت میمونم

اونقد که ماله من شی...

بذار قبول شیم تا خدا کمک کنه

بذار اونقد به خدا نزدیک شیم تا خودش وسیله بسازه

من نا امید نمیشم

هستم باهات

منم داغونم

فعلا فاصله افتاده

زیاده ولی امید دارم کم شه

تلاش کن

زندگی کن

از خدا بخوایم

باهام باشیم

ایشالله خودش راهارو باز میکنه

خیلی فک کردم

تا اسمت میاد تو ذهنم اشکام میریزه

دیگه مامان هم میدونه

بذار یه مدت بگذره ببینیم چی میخواد خدا

ته دلم هنوز امیده

ازش می خوام ماله هم شیم

به خدا خیلی دوست دارم

هیشکی و نمی تونم قبول کنم

هیشکی تو نمیشه

همش تو خیالمی

ازش می خوام خیالم واقعی شه

تو خوابم میای هیچی نمیگی

خیلی سخته

ولی خدا هست

اون بخواد میشه

پس بخوایم تا بخواد

بهترینمی تو!!!!

غصه نخور عزیزم

جون من تو رو خدا

بیا ازش بخوایم تا بشه

...

متشکرم

متشکرم:
برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.

برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.

همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.

از دست و پا زدن در تاریکی این مرداب خسته شده ام؛
دنبال راه و روزنه ی امیدی می گردم،
الهی! فانوس امید را در دلم روشن کن تا خودم را به جاده ای بسپارم که مرا به تو می رساند...

 

شب مجنون

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم...

خدایا چقد  دری رو بکوبم که باز نمیشه

کمکم کن تا منم عادت کنم

عادت کنم که باز نمیشه و برم...

دیگه چشممام هم خسته شدن ازم

دیگه طاقت ندارم

این روزا با این کسایی که میان تو راهم

دیوانه شدم خدا

خدایا خیلی تنهام دستمو بگیر

کمکم کن دووم بیارم

خدایا...

 

مینویسم دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

دوستت دارم چون دوستت دارم…

 

 

  نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 10:49  توسط احمد كمالي  | 

 

زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم

نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را بهم بزنیم

و ز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم

کم بباریم اگر،ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم

چتر را تا کنیم و خیس شویم
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

سخن از عشق خودبخود زیباست
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم

قلم زندگی بدست دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم


 

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی

خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی

در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل

آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی

شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را

هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

آن دم که با تو باشم يک سال هست روزی

وان دم که بی تو باشم يک لحظه هست سالی

چون من خيال رويت جانا به خواب بينم

کز خواب می‌نبيند چشمم بجز خيالی

رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت

شد شخص ناتوانم باريک چون هلالی

حافظ مکن شکايت گر وصل دوست خواهی

زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالی



 

تعبیر:به هدف و آرزوی خود می رسی. البته بدون سعی و تلاش این مقصود حاصل نمی شود. بخت و اقبال همراه تو هستند. بهتر است که فرصت ها را غنیمت بدانی و همه ی سعی و تلاش خود را در راه رسیدن به هدف بکنی. به خداوند توکل داشته باش.

 

 

 

زیر باران می روم

و هم نوا با گریه ی آسمان می گریم

 تا کسی اشک های مرا نبیند

 زیر باران می روم

 و فریاد می زنم 

تا صدای فریادم با فریاد آسمان یکی شود

زیر باران می روم

 تا ناله های دلم با ناله های باد یکی شود

 و کسی شاهد شکستن روح خسته ام نباشد

عزیز دیگه غصه نخور بهم نرسیدیدیم

امروز خیرشو فهمیدم

نپرس چی نمیگم...

به نفعه توئه

پس غصه نخورو فراموشم کن

خدارو شکر کن خیلی دوست داشته

جونه فاطیما درساتو خوب بخون

واسه منم دعا کن...

پی نوشت:

روز مادرای مهربون مبارک

 

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

 

راهی به جز گریز برایم نمانده بود

 

این عشق آتشین،

 

پر از درد بی امید

 

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

 

رفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا

 

با اشک های دیده ز لب،

 

شستشو دهم

 

رفتم که نا تمام بمانم در این سرود

 

رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

 

رفتم،

 

مگو

 

مگو که چرا رفت

 

ننگ بود

 

 

عشق منو نیاز تو و سوز و ساز ما

 

از پرده خموشی و ظلمت،

 

چو نور صبح

 

بیرون فتاده بود به یک باره راز ما

 

رفتم که گم شوم چو یکی،

 

قطره اشک گرم

 

در لا به لای دامن شب رنگ زندگی

 

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

 

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

 

روحی مشوشم که شبی بی خبر زخویش

 

در دامن سکوت به تلخی گریستم

 

 نالان ز کرده ها و پشیمان زگفته ها

 

    دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم...

 

دلم آرزوی 

دلم آرزوی زندگی داره

به دور ازخودهوای بندگی داره

دلم بادرد خود خوگرفته

دلم از بی کسی ها غم گرفته

دلم بامهربونی قهر داره

دلم بی توهوای مرگ داره

دلم بی تو سرو سامون نداره

دلم بادیگران کاری نداره

دلم ازغم تهی بوده زمونی

ولی حالا ندا ره مهربونی

دلم ازتوهزاران شرم داره

دلم یک سینه ی پر درد داره

دلم بی دل شده مردم بدونید

اسیرخودپرستی هاشده مردم بدونید

دلم درده بگودرمون کدومه

دلم دریا بگو آروم کدومه

دلم دل خستگی ها روشنیده

دوای درد بی دردی ندیده

بدون تو دلم تنگه دلم تنگ

بدون تودلم سنگه دلم سنگ

هنوزم تنها ترينم توي قصه زمونه


کاشکي رد پاي عشقم روي جاده ها بمونه


با صداي خشک و تشنه،خوندم از موجاي دريا


جون گرفت حسّ قشنگي تو تن خشک درختا

 

هنوزم تنها ترينم توي قصه زمونه


کاشکي رد پاي عشقم روي جاده ها بمونه


با صداي خشک و تشنه،خوندم از موجاي دريا


جون گرفت حسّ قشنگي تو تن خشک درختا

 

تکيه به شونه هام نكن

من از خودت خسته ترم...

ما که به هم نمي رسيم

, بسه ديگه بذار برم..

کي گفته بود به جرم عشق

يه عمري پرپرت کنم؟...

حيف تو نيست,

کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...

من نه قلندر شبم

, نه قهرمان قصه ها...

نه برده ي حلقه به گوش

, نه ناجي فرشته ها...

تو اين دو روز زندگي

, شبيه من فراوونه...

يه لحظه چشمات و ببند

گذشتن از من آسونه...

من عاشقم همين و بس

, غصه نداره بي کسي...

قشنگي قسمت ماست

که ما به هم نمي رسيم

پایان قصه ام

 

به او بگوييد دوستش دارم

به او كه گل هميشه بهار من است

به او كه قشنگترين بهانه براي بودن من است

و به او كه عشق جاودانه‌ي من است

 

ایا...

خرابت می شوم امشب نگاهم می شوی آیا . . .

                                     زمین خوردم برایت تکیه گاهم می شوی آیا . . .

سرم بر سنگ این دوران نشاید خورد بی مشکل

                                    تویی مشکل و تنها اشتباهم می شوی آیا . . .

نه امضایی -نه مُهری- بی سوادم کوچه بازاری

                                   برایم دین و ایمانی گواهم می شوی آیا . . .

به دنبالت کشاندی دل بریدم از جهانی دل

                                 شدم آواره ای بی کس پناهم می شوی آیا . . .

نشستم در بَرت امشب به حکمت سر نهادم من

                                 ندارم برگه ای پنهان تو شاهم می شوی آیا . . .

سیاهی رفت چشمانم جهان را تار می بینم

                             در این شبهای وحشتناک- ماهم می شوی آیا . . .

نه مهتابی نه رویایی گمانم خواب می بینم

                            در این کابوس شب - فانوس راهم می شوی آیا . . .

دلم سنگین و پر غم شد لبم خشکید از تکرار

                           تویی احساس باران- اشک و آهم می شوی آیا . . .

به پاس دوستم داری کنارت بوده ایم یک عمر

                              به پای دوستت دارم گواهم می شوی آیا ...

 

مهربانم ، اي خوب ! ياد قلبت باشد ؛
يک نفر هست که دنيايش را ،
همه هستي و رؤيايش را ، به شکوفايي احساس تو، پيوند زده
و دلش مي خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد ...

 

مهربانم ، اي يار، ياد قلبت باشد ؛ 
يک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزديک است
و به يادت ، هر صبح ، گونه سبز اقاقي ها را
از ته قلب و دلش مي بوسد
و دعا مي کند اين بار که تو
با دلي سبز و پر از آرامش ، راهي خانه خورشيد شوي
و پر از عاطفه و عشق و اميد
به شب معجزه و آبي فردا برسي ...

زمان بگذره تا خواست خدا رو ببینیم ایشالله که خوب تموم میشه پایانه غصه هامون میشه

خدایه من یکیه

قلبمم فقط یکی اومد توش

که حتی اگه خودش سهم دلم نشه خاطراتش تو دلم میمونه

نمی خوام از زندگیت بزنی

نمی خوام هیشکیو تو دلت راه ندی

فقط می خوام خیالت ماله من باشه

می خوام تو خیالم پیشت باشم

همین...

پی نوشت:

اگه میبینی نفسام میادو میره واسه اینه که هنوز صدای نفاسوتو بودنت وکنارم حس میکنم

تو کنارمی همیشه و همه جا حتی الان هم کاری نکردم که تو رو ناراحت میکرد...

...

خدا...

            

دستامون و بگیر تو دستات درسته جداییم و جدا خواهیم

موند، درسته قصه مون تموم شده اما دست یکیمون و

با دست راستت و دست یکی دیگمون و با دست چپت

 بگیر،اینطوری یه واسطه داریم به بزرگیه همه ی دنیا

 اینطوری بازم با هم هستیم لطفا اینو دیگه نگیر ازمون...

         ای خدایی که در این نزدیکی هستی...

 یه نقطه هم بذاری یا نذاری واسم تا ابد عزیزی...

حرفای اون فقط برام حرفه

ولی گفته بودم یه نقطه هم میذاری یه دنیا برام ارزش داره

تا همیشه همینجوره

تو مثه بقیه نبودی که اینو باور کنم

تو عزیزمی پاک و مهربون

...

 

آسون به دست نیومدی که آسون از دستت بدم

تورو به دست هیچکسی حتی خدا من نمیدم

برای داشتنت منم به فرمونت میرم

میام فدای تو میشم خودم به قربونت میرم

نیست کسی جز من بتونه

عاشق و رامت بمونه

این همه دیوونگی هام بزار به یادت بمونه

وقتی ستاره های ما شبا میان توی آسمون

نمیزارم ستاره ای بیاد بشینه بینمون

هرجای این دنیا بری

بدون که دنبالت میام

واسه رسیدن به تو از همه کاری بر میام

خیال نکن میزارمت بری از من دل بکنی

تا به همیشه دارمت

تا به ابد مال منی...

پی نوشت:

دلم میخواد فقط تورو یه بار دیگه ببینم

دست تورو بگیرمو کنار تو بشینم

نمیدونی چقدر برام سخته که بی تو باشم

دیگه تورو نبینمو یه روز ازت جدا بشم

میدونی که دلم واسه تو تنگه

آخه دنیای من با تو قشنگه

چه جوری می خوای طاقت بیاری

نکنه که دیگه دوسم نداری

میبینی حال و روزمو؟

یه روز خوش ندارم

تنگه دلم برای تو

بدجوری بی قرارم

نمیدونی چقدر برام

سخته که بی تو باشم...

 

 

۲-چي بگم از اين همه تلخي و درد
چي بگم از روزاي ابري و زرد
همش دارم شعراتو زمزمه میکنم چی همه چی تمومه؟

پس من چی؟

من تا همیشه فقط تو رو دوس دارم

با تو خوشبخت بودم حتی اگه بری با خیالت خوشبختم پس دعا نکن واسه خوشختیم من با تو وخیالت همیشه خوشبختم

فقط دوری و ندیدنت

تنهایم و غصه هام زیاده

سخته نیستی پیشم ولی تو خیالم همیشه کنارمی

دوست دارم

گفتم امیدمو نا امید نکن

بذار داشته باشم

دلم به امید یه روز دیدنت خوشه اینو نگیر ازم نگو همه چی تموم...

-

یه روزی یه جوونه تو قلبم جوونه زد

داشت کم کم واسه خودش رشد میکرد یهو یه باد...

حالا نشستمو دارم زرد و پلاسیده شدنه برگاشا میبینم

هیچ قطره امیدی بهش نمیرسه

چشمام به اسمونه ولی انگار هوای باریدن نداره...

نا امیدی داره ریشه شو میخوشکونه داره دلمو خشک میکنه...

میترسم ...

خدا...

پی نوشت:

 

 

 

...

۲-ترسم از روزه سیاهیست بیایی و چه سود

رفته باشم و بفهمی که چه دیر امده ای...

۳-خدا تنها پناهمی...

۴-امروز فال حافظ گرفتم گفت:

یوسف گمگشته باز اید به کنعان غمخور...

یوسف منم میاد؟؟؟

...

.

 

باهمين دست به دستان تو عادت كردم ، اين گناه ست

. . . ولي جان تو عادت كردم 

جا براي تن گنجشك زيادست ،

اما به درختان خيابان تو عادت كردم 

سالها سخت تر از باور من خط خوردند ، ، ،

تابه نه گفتن آسان تو عادت كردم 

گرچه گلدان من از خشك شدن مي ترسد ،

به ته خالي ليوان تو عادت كردم 

دستم اندازه يك لمس بهاري سبز است ،

بس كه بي پرده به دستان تو عادت كردم

. . .

 مانده ام آخر اين شعر چه باشد انگار به ندانستن پايان تو عادت كردم

 

پی نوشت:

سلام

یه نقطه هم میذاری یه دنیا خوشحالم می کنی

هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد

هست آن است که هر لحظه به یادت باشد

دیدی منم نمی تونم!!!!بذار امید داشته باشم خواهش میکنم

حق با توئه انگار امیدم بیهودست

اجازه بده به همین دلخوش باشم

تو به زندگیت برس لطفا فاطیما رو فراموش کن...

پی نوشت:

چشم سر قولم هستم

زندگی

بخوام از تو بگذرم من بایادت چه کنم

             توروازیادببرم باخاطراتت چه کنم

حتی از یادببرم تووخاطراتتو

           بگومن بااین دله خونه خرابم چه کنم

توهمونی که برام  همیشه زندگی بودی

           توی رویاهای من عشق همیشگی بودی

اره سهم من از عاشقی یه حسرته

             بی کسی عالمی داره واسه ما یه عادته

چطور از یادببرم اون همه خاطراتمو

              اخه با چه جراتی به دل بگم امون برو

دل دیگه خسته شده به حرف من گوش نمیده

            چشم به راه تو میمونه همیشه غرق امیده

خدایا میگن به زندگیت برس

خدا نمیدونن مگه زندگیم ازم جدا شد؟؟؟

دیگه زندگی ندارم بهش برسم

تنهام خیلی تنهام خدا

...

خدا تنهاش نذار

...

پی نوشت:

خدایا شکرت که همه جا باهامونی

حق با توئه شاید ولی من به خدا سپردم ببینم اون اخرش چی می خواد تو به زندگیت برس گلم

 

 

خدا جون مواظبش باش

ای خدا...

من دل اشفته دارم چون پریشان توام

همچو مرغی در قفس ازاد و ویران توام

از چه مارا میکشی این سو ان سو عشق من

پس ندانستی که من عمریست مهمان توام

بگذر از ناگفته ها و گفته ها ای خوب من

من غرال ارمیده در بیابان توام

گم نشو تا انتهای پر شرار یک نگاه

من هنوزم در هوای ناز چشمان توام!!

می روی با صد خیال و ارزو از شهر من

چون ندانستی که من عمریست حیران توام...

تقدیم به بهترینم

پی نوشت:

سلام

خوبی گلم؟نبینم چشات غصه دار باشنا..یادته وقته اومدنم گفتم تا هستم می خوام بخندی؟من همیشه می خوام بخندی تو که میدونی خنده هات و دوس دارم درسته نمیبینمشون...ولی هنوز حسش میکنم حست میکنم با تمام وجودم...پس بخند واسم همیشه جون فاطیمات...

خیلی جات خالیه خیلی...سخته نیستی ولی همش تو خیالمی هر جا میرم باهامی نمیخوام هیشکی غیر تو بیاد حتی تو ذهنم...نمیذارم بیاد و نمیاد...

دیشب انقد دل تنگیم زیاد شد و ریخته بودم تو خودم که اخر کار سر درد گرفتم تو نبودی بگی سردرد ممنوع...تو نیستی سردرد تنهام نمیذاره...حتی دستات نبود ارومم کنه...همش صدای خدا زدم قرانشو بغل کردم تا کم کم خوابم برد...

یادم نیست چه خوابی دیدم...ولی انگار یکی هی اروم صدا میزد بیدار شو پاشو ...پنجره باز بود...صدای اذان میومد بعد از ماه رمضون که باهام سحری میخوردیم اولین بار بود دقیقا وقت اذان بیدار شدم و صدای اذانه صبحو شنیدم...

خدا بیدارم کرد...دیشب تو بغلش خوابم برد سحر با ارومی بیدارم کرد واقعا یکی صدام کرد پا شدم وضو گرفتم نماز خوندم دعا کردم... بهش گفتم خدا خدا جون تو میتونی تو بخواه تو بخوای هیشکی سنگ نمیندازه کمکمون کن اگه گناهی کردیم ببخشمون و باز بهم برسونمون ...یه حسه قشنگی بود انگار خدا کنارم بودو گوش میداد...همیشه حست ولی یه حاله قشنگی بود...

یه ارامشه قشنگی داشتم...ازش خواستم ...ته دلم همش امیده...همش حس میکنم می خواد محک مون بزنه ... بیا تلاش کنیم ...دل تو که پاکه گلم دعا کن دله منم پاک کنه و خودش دستامونو با دست خودش بهم برسونه...

هیشکی جز خودش نمی تونه...

خدایا تنهامون نذار...

خدایا واسه همیشه جدامون نکن...

خدایا جداییمون کوتاه باشه...

خدایا خوابمو تعبییر کن...

خدا جون دوسش دارم...

خدا جون ناامیدمون نکن...

فقط و فقط به امید خودت...

اي خدايي كه دراين نزديكي هستي...

 

 

همیشه دلم باهاته

منتظرت میمونم

اونقد که ماله من شی...

بذار قبول شیم تا خدا کمک کنه

بذار اونقد به خدا نزدیک شیم تا خودش وسیله بسازه

من نا امید نمیشم

هستم باهات

منم داغونم

فعلا فاصله افتاده

زیاده ولی امید دارم کم شه

تلاش کن

زندگی کن

از خدا بخوایم

باهام باشیم

ایشالله خودش راهارو باز میکنه

خیلی فک کردم

تا اسمت میاد تو ذهنم اشکام میریزه

دیگه مامان هم میدونه

بذار یه مدت بگذره ببینیم چی میخواد خدا

ته دلم هنوز امیده

ازش می خوام ماله هم شیم

به خدا خیلی دوست دارم

هیشکی و نمی تونم قبول کنم

هیشکی تو نمیشه

همش تو خیالمی

ازش می خوام خیالم واقعی شه

تو خوابم میای هیچی نمیگی

خیلی سخته

ولی خدا هست

اون بخواد میشه

پس بخوایم تا بخواد

بهترینمی تو!!!!

غصه نخور عزیزم

جون من تو رو خدا

بیا ازش بخوایم تا بشه

...

متشکرم

متشکرم:
برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.

برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.

همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.

از دست و پا زدن در تاریکی این مرداب خسته شده ام؛
دنبال راه و روزنه ی امیدی می گردم،
الهی! فانوس امید را در دلم روشن کن تا خودم را به جاده ای بسپارم که مرا به تو می رساند...

 

شب مجنون

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم...

خدایا چقد  دری رو بکوبم که باز نمیشه

کمکم کن تا منم عادت کنم

عادت کنم که باز نمیشه و برم...

دیگه چشممام هم خسته شدن ازم

دیگه طاقت ندارم

این روزا با این کسایی که میان تو راهم

دیوانه شدم خدا

خدایا خیلی تنهام دستمو بگیر

کمکم کن دووم بیارم

خدایا...

 

مینویسم دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

دوستت دارم چون دوستت دارم…

 

 

  نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 10:39  توسط احمد كمالي  | 

به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم 

سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم

به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم

. گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم

به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی

هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی

تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی

. که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی

من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم

واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم

اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم

داری آب می شی ، می میری اینو از همه شنیدم

دارم از دوریت می میرم ؛ تا کنار من نسوزی

از دلم نمی ری عمرم نفسامی که هنوزی

تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد

از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد

تو كه تنها نمي موني من تنها رو دعا كن

خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:51  توسط احمد كمالي  | 

همیشه به یادتم

همیشه به یادتم

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود  گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:49  توسط احمد كمالي  | 

 خواهم امشب را که با غم سر کنم

دفتری با اشک چشمم تر کنم

نام آن دفتر نهم دیوان عشق

اشک را عنوان آن دفتر کنم

 

 

 باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست

 

آخه جز گریه منو کاری نیست

 

یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا

 

آخه من غریبم ای خدا

 

کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم

 

از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم

 

کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم

 

هی پشت سر هم همش بد میاریم

 

ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم

 

به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:47  توسط احمد كمالي  | 
  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:43  توسط احمد كمالي  | 

 

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:42  توسط احمد كمالي  | 

ميدوني خوشگل من دوست دارم


 

هميشه عکس تورو روي قلبم ميزارم


 

ميدوني فقط تو رو دارم روي زمين


 

اينم نشونش بيا اسمتو تو روي سينه ام ببين


 

ميدوني عشق مني هميشه تو قلب مني


 

ميدونم دوستم داري اشک منو در مياري


 

آخه تو چقد ادائو ناز داري


 

ميتوني عشق منو توي قلبت بکاري

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:41  توسط احمد كمالي  | 

ميدوني خوشگل من دوست دارم


 

هميشه عکس تورو روي قلبم ميزارم


 

ميدوني فقط تو رو دارم روي زمين


 

اينم نشونش بيا اسمتو تو روي سينه ام ببين


 

ميدوني عشق مني هميشه تو قلب مني


 

ميدونم دوستم داري اشک منو در مياري


 

آخه تو چقد ادائو ناز داري


 

ميتوني عشق منو توي قلبت بکاري

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:40  توسط احمد كمالي  | 
 
  نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 23:39  توسط احمد كمالي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM